نوشته های یک آدمک بی صورتک
نوشته های یه آدمک بی صورتک
روبرویم ایستاده بود: صورت استخوانی، رنگ پریده و چشمان خسته و بی روحش نشان از رنج بزرگی داشت... بی اختیار به یاد درد دو رنج های موجود در کشورم افتادم، به خودبالیدم که در آتش این بدبختی ها نسوختم. وقتی دستم را جلو بردم تا صورتش را لمس کنم دستم به آینه خورد... - سلام آقای .... - صالحی هستم٬ بفرمایید فرمایشی بود؟ - سلام آقای صالحی یه چند تا سوال ازتون داشتم... - بفرمایید با کمی من و من در حالیکه گلوش از اضطراب خشک شده بود و یه ترسی تو چهرش بود به من نگاه کرد و گفت : هیچی می خواستم بدونم این مزدایی که دم خونه پارکه مال شماست؟؟ تو دلم بهش گفتم یعنی پرسیدن این سوال این قدر استرس زا بوده ؟؟ یا قیافه ی من ترسناکه؟؟!!در جوابش گفتم : آره مال خودمه ؟ چطور مگه؟؟ - هیچی ، راستش خیلی وقته قصد خریدن مزدا دارم اما قیمتش تو دستم نبود ، راستی شما تو همین ساختمون زندگی می کنین؟؟ "این سوالا چه معنی می تونه داشته باشه؟؟به اون چه ربطی داره که من اینجا زندگی میکنم یا نه؟ یا قیمت ماشینتون چنده؟!! عجبااا!!!!" گفتم: نخیر من ساکن این شهر نیستم،اینجا هم خونه ی دوستمه... فرمایشه دیگه ای هم مونده؟؟ گفت: ببخشید مزاحمتون شدم اما یک سری سوال در مورد ماشینتون ازتون دارم که الان وقتش نیست فردا می یام. فعلا خداحافظ.و سپس با عجله رفت تو دلم گفتم: آخه سوال پرسیدن در مورد ماشین این همه من و من داره؟؟!!!نکنه وای خدا نکنه فکرم درست بوده باشه...؛ اما منم دیگه بی پرده بگم باز دارم کم می یارم... می پرسی چرا؟!!!!! چون نمیتونم عین بقیه باشم و عین اونا فکر کنم... -خوب نباش خوب افکارم رو مسخرم میکنن - یادت باشه گالیله رو ۱۰۰ برابر تو مسخره میکردن امروز میخوام یه لینک از آهنگ های Evanea Scence رو براتون بذارم اگه دوست داشتید دانلود کنین بر عکس بقیه ی آهنگ هاش که توش جیغ میکشه و راک هست این آهنگش خیلی آروم و حالت روحانی داره این آهنگم خیلی خیلی زیبا و پر معاست اما کاملا راکه امیدوارم دوست داشته باشید پ و ن : در اخر به این نتیجه رسیدم که خودم باشم و خودم افکار خودم رو دوست داشته باشم خدا رو چه دیدی شاید منم با این افکارم بنیانگذار یک رسم و رسوم جدید بشم شهوت حسادت شکم پرستی حرس و طمع تنبلی غرور خشم در حال وبگردی بودم که در وبلاگ یکی از دوستان به ناگه چشمانمان به پوستر فیلم لاست منور شد به یک آن چنان ذوقی کردم انگار عکس فامیل های خودم رو تو وبلاگ دیدم اینم همون عکسیه که با دیدنش کلی ذوق کردم آخی هیچ وقت اینجوری کنار هم ندیده بودمشون میدونین لاست از بس طولانی شده و من رو هم با خودش کشونده تو ماجرا من رو هم جزئی از اعضای این جزیره کرده...اینه که خیلی دوستشون دارم و هزاران هزار باریکلا به نویسنده ه ی خلاقش می گم که این قدر خوب و ظریف همه چی رو به هم ربط می ده. حالا سریال گمشدگان داره تموم می شه سریال فرار از زندان داره مد می شه. واقعا قشنگه گفت : نگو گفتم: همه متحیر می مونن گفت :دنبال دردسری؟؟ گفتم: نمی خوام فقط خودم اینو بدونم گفت: این افسانه ی شخصی توست... گفتم:که به حقیقت برسم؟؟ .... میدونی آدم ظرفیت بالایی واسه بدی داره کاش همونقدرم ظرفیت واسه خوبی داشت اصلا انسان با این نفس سرکشش چه نیازی به شیطون داره؟؟؟؟بیچاره..... شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : " ممنوع است " ... حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ، با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد . ... تمام تمنای من اما سر برآوردن از این گور است تا بگویم هنوز بیدارم... سر از این عشق بر نمی دارم پ و ن : " خودمونیما خیلی از باید ها و نبایدهای زندگی ساخته ی خود بشره نه کسه دیگه... با خودمون فکر می کنیم و در آخر به این نتیجه می رسیم که چون خدا گفته این خوبه و این بد پس عاشق شدن یک چیز ممنوعه است... ولی لشتباه می کنیم هر باید و نبایدی در موقعیت زمانی و مکانی خودش تعریف می شه و یک چیز مطلق نیست چون ما تو دنیای دو قطبی زندگی می کنیم و همه چیز نسبیه در حالیکه نباید یادمون بره که خدا خودش عشقه مطلقه پس عاشقه عاشق هاست. به قول شاهکار بینش پژوه: "" خدا دوست دارد لبی که ببوسد خدا دوست دارد من و تو بخندیم اتفاقا جناب آقای پائولو کوئیلو هم گفتند که : روز جزا خدا ما رو به خاطر بدی هایی که کردیم مجازات نمی کنه بلکه ما رو به خاطر خوبی ها و محبت هایی که می تونستیم انجام بدیم و دریغ کردیم مجازات می کنه. پس تا فرصت هست همدیگر رو دوست داشته باشین و به هم بگین که هم دیگر رو دوست دارین. سلام ای بی نام هزار نام یک سال از قاطی شدنمون می گذره ممنونم ازت که ماه رمضون پارسال بزرگترین هدیه ی عمرمو بهم دادی... تا ۶ ماه مات و مبهوت قدرتت شده بودم .... زیر این عظمت خورد شدم ۱۲ ماه من رو از این دنیا غافل کردی... دیدی کنکور قبول نشدم آخه همون اول گفتی من یا دنیا؟؟؟ منم گفتم خوب معلوممه که تو... و عشقبازی من و تو شروع شد دوستت دارم خدااااااااااااااااا پیشخدمت گفت : (( قربان این شوید پلو نیست . موهای سبیل خودتان است که توی برنج افتاده))
....موضوع بر میگرده به روزی که فرشته اومده بوده پیشم که تو نوشتن پایان نامه اش کمکش کنم.
... نمیتونم فقط به یک چیز فکر کنم ...
.وقتی بر میگردم به دوستم میگم فلان اعتقاد مسخرست بر میگرده به من میگه دختر این رسمه ه ه ه ! من چی اخه جوابشو بدم؟!!!
. پس به خودت شک نکن آدمک بی صورتک همینطوری بی صورتک و پاک و معصوم باش نازتری
...
. عاطفه جونم حتما دانلودش کن
...








![]()
....
.
.![]()
![]()


نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد![]()
نه در جاهلین بژوسیم بگندیم![]()


| Design By : Night Skin |





